السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

181

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

فرمود : بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ [ 1 ] . 1 ) قول علم الهدى رحمة اللَّه عليه است كه مىفرمايد : خبر ابراهيم ( ع ) مشروط و غير مطلق است به گفتار بعدى او كه مىفرمايد : إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ يعنى ( اگر اين بتها سخن مىگويند ، بزرگشان اين عمل را انجام داد ) و معلوم است كه بتها قادر به نطق و سخن گفتن نيستند و امرى كه معلّق و مشروط به چيزى محال باشد ، خودش نيز محال است ، و منظور ابراهيم ( ع ) سرزنش و توبيخ آنها بوده است از بابت عبادت بتهايى كه حتّى قادر به سخن گفتن و خبر دادن از نفس خود نيز نيستند ، و وقتى آنها علم به محال بودن نطق بتها بيابند ، البته علم به محال بودن انجام فعل از آنها نيز خواهند يافت ، و توجّه به اين دو مطلب كه بتها قادر به سخن گفتن و انجام هيچ عملى نيستند ، بهترين دليل بر عدم صلاحيّت معبوديت آنهاست و كسى كه آنها را بپرستد گمراه است و در واقع هيچ تفاوتى بين اين سخن حضرت ابراهيم ، با اينكه مىفرمود : آنها قادر به هيچ كلام و هيچ فعلى نيستند وجود ندارد و مدلول هر دو كلام يكسان است . و امّا قول آن حضرت كه به آنان فرمود : ( از بتها بپرسيد ) ، به همان ترتيب وابسته و مشروط به نطق آنهاست ، يعنى اگر آنها سخن مىگويند از ايشان سؤال كنيد و اين امر همانند آنست كه در زبان محاوره مىگوئيم : چه كسى فلان كار را انجام داده ، مىگويند : زيد اين كار و آن كار را انجام داده و فعلى اضافه بر پرسش سائل را به زيد نسبت مىدهيم و در واقع مىخواهيم هر دو فعل را از زيد نفى كنيم و پرسش‌كننده را متوجّه كنيم كه زيد آن امر را انجام نداده است . 2 ) اينكه در حقيقت ابراهيم ( ع ) قصد نداشته كه فعل خود را به بتها نسبت دهد ، بلكه قصدش تقرير و اثبات اين مطلب بوده كه بتها قادر به انجام عملى نيستند و سخن او جنبهء تعريضى داشته ، همانطور كه مثلا شما خط زيبايى مىنويسيد و به دوست خود كه بهره‌اى از خط نيكو ندارد به صورت تعريض و كنايه مىگوييد : تو اين خط را نوشته‌اى و منظور شما از اين سخن اثبات آن خط براى خودتان و نفى آن از اوست .

--> [ 1 ] سوره انبياء ، آيه 63 .